در بعد بعضی فیلم‌ها هیچ اندیشه‌ای نیست ، برخی عمداً تلاش دارند تا مخاطب را به بن‌بست ببرند

تبلیغات

نویسنده : afshin shahryari
در بعد بعضی فیلم‌ها هیچ اندیشه‌ای نیست ، برخی عمداً تلاش دارند تا مخاطب را به بن‌بست ببرند

,
تاريخ ارسال:20:45
دیدگاه ها:

در سومین نوبت از پخش برنامه‌ ققنوس، باز هم سینمای اجتماعی عنوان برنامه بود.

" target="_blank">در بعد بعضی فیلم‌ها هیچ اندیشه‌ای نیست ، برخی عمداً تلاش دارند تا مخاطب را به بن‌بست ببرند

به گزارش حوزه سینما گروه فرهنگی گروه تحریریه سایت جوان؛ اکبر نبوی همچون روال شب‌های گذشته، در ابتدای برنامه‌ «ققنوس» صحبت‌هایی را اطراف عنوان برنامه مطرح کرد. او در صحبت‌های خود از سینمای اجتماعی تحت عنوان «مادر» یاد کرد و آن را فراتر از یک‌گونه‌ سینمایی خواند. او همچنین علت پرداختن مجدد به عنوان سینمای اجتماعی را اعتبار و ارزش‌های زیاد آن عنوان کرد.

در گفتگوی بخش اول، نبوی میزبان حمید زرگر نژاد، کارگردان فیلم سینمایی «ماهورا» بود. در ابتدای این بخش اکبر نبوی از دیگر فیلم ساخته‌ او یعنی «پایان خدمت» نام برد و گفت: من فیلم اول او را در جشنواره‌ 92 دیدم و به نظرم به‌عنوان فیلم اول اثری قابل‌تحسین، با برنامه و از فیلم‌نامه‌ خوبی برخوردار بود. همچنین یکی از بازیگران خوب حال حاضر یعنی امیر جدیدی، نخستین کار خود را با این فیلم شروع کرد. این مسائل نشان‌دهنده‌ آن بود که سینما جهت حمید زرگر نژاد موضوعی جدی است و خوشبختانه امسال هم او با فیلم دیگری در جشنواره حاضر است.

پیش از شروع گفتگو و در بخش معرفی میهمان، سوابق زرگر نژاد مورد ارزیابی قرار گرفت. او در کنار ساخت دو فیلم بلند سینمایی، سابقه‌ طولانی در ساخت مستندهای اجتماعی، تاریخی، مردم‌شناسی و دفاع مقدس دارد. در بخش عنوان شد که او معتقد هست، هر آنچه شایسته‌ بیان با زبان سینما است را باید بر دوش قهرمانی از جنس مردم گذاشت تا روایتگر زندگی باشد.

در بعد بعضی فیلم‌ها هیچ اندیشه‌ای نیست ، برخی عمداً تلاش دارند تا مخاطب را به بن‌بست ببرند

فیلم ساختن در «هور» بسیار سخت است

در شروع گفتگو با حمید زرگر نژاد او در خصوص سختی‌های ساختن ماهورا گفت: این فیلم ساخت بسیار دشواری داشت و خود شما تجربه‌ کار در هور را داشته‌اید و از سختی‌های آن آگاه هستید. در ماهورا بازیگران و عوامل پشت‌صحنه یا روی آب بودند و یا زیرآب کار می‌کردند و در کنار آن نماهای هوایی هم داشتیم. ما این فیلم را در شرایط سخت آب و هوایی با یک دوربین کارکردیم و از شما و دیگران دعوت می‌کنم که این فیلم را ببینید. علت این دعوت صرفاً به خاطر سختی‌های ساخت فیلم نیست، بلکه پرداختن به فرهنگ، سنت و آیینی است تابه‌حال ندیده‌اید و این‌ها ماهورا را فیلمی متفاوت می‌کند.

زرگر نژاد تصریح کرد: ماهورا فیلمی صرفاً جنگی نیست، بلکه فیلمی از زندگی عاشقانه‌ مردمی است که یکدیگر را دوست داشتند و ورود غریبه جریان عادی زندگی آنان را مختل می‌کند. علت اینکه به چه دلیل تا این حد به فرهنگ‌ها پرداخته‌شده، این است که آن‌ها با باورهایشان زندگی می‌کنند. عموماً هنگامی دشمن به‌جایی وارد می‌شود، بر اساس یک حکم حکومت و یا مأموریت، نیرویی نظامی وارد می‌شود و عملیاتی انجام می‌دهد، ولی در داستان فیلم وقت این مسائل نیست و تنها شش روز از جنگ گذشته است.

او در ادامه گفت: من متعلق به آن منطقه هستم و باور بر این نبود که قرار است این جنگ ۸ سال طول بکشد، به همین علت در دل جنگ در آنجا زندگی ادامه داشت. به‌عنوان‌مثال در منطقه‌ای که فیلم‌برداری انجام‌شده، صحنه‌های جنگی از جنس همان شکار کردن مردم جهت مایحتاج روزانه از دل هور هست. این نمونه‌کوچکی از فرهنگ‌های مطرح در فیلم است و افراد جهت باورهای خود می‌جنگند. تجربه‌ زیاد من در ساخت مستند دفاع مقدس، موجب شد تا به‌جای استفاده از شعار گویی، این بار از زندگی بگویم و بخواهم فیلمی متفاوت بسازم.

نبوی ضمن اشاره به اصلیت خوزستانی زرگر نژاد و آشنایی او باحال و هوای فیلم ماهورا، از او پرسید که آیا این فیلم جهت امروز است یا خیر.

در سومین نوبت از پخش برنامه‌ ققنوس، باز هم سینمای اجتماعی عنوان برنامه بود.

زرگر نژاد در پاسخ به این سؤال گفت: من ماهورا را جهت امروز و آینده ساخته‌ام. من در دوران کودکی قهرمانان زیادی دیده‌ام و در ماهورا تلاش کرده‌ام به آن‌ها نزدیک شوم. در حال حاضر نظیر آن قهرمانان را در اطراف خود نمی‌بینم. آن قهرمانان سنین پایینی داشته‌اند و الگوی زندگی خود من هم برادرم بود. من در پرداخت قصه و یا حتی در گریم فیلم آخر خدمت هم از همان قهرمان استفاده کردم و این کار را در ماهورا نیز انجام دادم.

اکبر نبوی در ادامه‌ سؤال قبلی از زرگر نژاد پرسید که «چرا این فیلم جهت امروز است» و زرگر نژاد پاسخ داد: خاک کشور عزیزمان ایران و خاک خوزستان حتی همین امروز همواره مورد ترساندن هست. این خاک تنها جهت مردم خود رزق و روزی دارد و اگر غریبه به آن وارد شود جهت او جهنم هست. این فیلم به مردم امروز تعلق دارد، چراکه به قهرمان نیاز دارند.

زرگر نژاد در پاسخ به سوالی مبنی بر اینکه «دل‌تنگی گذشته چه ارتباطی به امروز دارد و به چه دلیل دیگران باید در این دل‌تنگی شما سهیم باشند؟»، گفت: من ماهورا را به علت نوستالژی نساخته‌ام. این فیلم دقیقاً مسائل امروز را بیان می‌کند و تنها تاریخ وقوع آن مربوط به گذشته هست. این فیلم از عشق، زندگی و امید می‌گوید و این‌ها در حال حاضر هم وجود دارند.

زرگر نژاد در ادامه گفت: پرداختن به این برهه‌ تاریخی بسیار مهم هست. ما کشوری داریم که هرگاه در آن اختلاف وجود داشته باشد، بیگانگان قصد تعدی به آن دارند و کشورهای اطراف ما تلاش دارند اقوام ایرانی را به نفع خودشان جذب کنند.

زرگر نژاد در پاسخ به این سؤال گفت: در اطراف ما مردمی زندگی می‌کنند که به‌نوعی مرزبان هستند، آن‌ها را ببینیم. حرف امروز فیلم من دیده شدن تمام مردم هست. در فیلم من ارمنی، عرب، اهوازی و تهرانی وجود دارند و در کنار هم‌دست به کاری می‌زنند که حماسه‌ای تراژیک و تلخ است.

زرگر نژاد ضمن آنکه قصه فیلم خود را پر کشش خواند در صحبت‌های نهایی خود عنوان کرد: به علت آنکه فیلم‌های دفاع مقدس متولی دارند و دادن فیلم‌نامه و گرفتن مجوز جهت افرادی مانند من بسیار سخت هست، تهیه‌کنندگان فیلم من نظیر مرحوم حمید آخوندی تمام توان خود را گذاشتند. همچنین ساخت این‌گونه فیلم‌ها مانند مردم به تصویر کشیده شده است در این فیلم مظلوم واقع‌شده‌اند.

در بعد بعضی فیلم‌ها هیچ اندیشه‌ای نیست ، برخی عمداً تلاش دارند تا مخاطب را به بن‌بست ببرند

در آخر این بخش اکبر نبوی هم بینندگان را به دیدن فیلم «ماهورا» دعوت کرد.

در بخش میان برنامه همچون شب گذشته، به عنوان سینمای اجتماعی پرداخته شد. علی رغم شب گذشته که به بررسی فیلم‌های اجتماعی سیاه نمای ساله‌ای اخیر پرداخت‌ها شده است بود، در سومین برنامه‌ ققنوس به فیلم‌هایی پرداخته شد که ضمن داشتن مضامین اجتماعی، با نگاهی مثبت قهرمان‌پروری و عدالت‌خواهی را در دستور کار خود قراردادند. فیلم‌هایی که موردبررسی قرار گرفتند عبارت بودند از: «جنگ اطهر» با عنوان عدالت اجتماعی، «آژانس شیشه‌ای» که عدالت انقلابی را به تصویر کشید، «بازمانده» با عنوان روحیه‌ انقلابی مردم فلسطین، «یتیم‌خانه ایران» با مضمون عدالت اجتماعی، «بادیگارد» که باوجود آخر تلخ کورسوی از امید را در انتها دارد و در آخر فیلم «بیست‌ویک روز بعد» که در مورد امید پسربچه‌ای است که جهت تقابل با سختی‌های زندگی تلاش می‌کند.

در بخش دوم از گفتگوی برنامه‌ی سیمرغ، اکبر نبوی با محمود سالاری پژوهشگر و مدرس دانشگاه به بحث در مورد سینمای اجتماعی پرداخت.

محمود سالاری صحبت‌های خود را با نکته‌ای در مورد ادبیات هنر دنیا شروع کرد و گفت: در ادبیات هنر دنیا ما می‌گوییم سینما یک‌زبان است و یا از زبان سینما صحبت می‌کنیم. این‌یک استعاره‌ ادیبانه در مورد سینما نیست. در زبان واج‌ها، اصوات و حروف معادل فریم و واژه‌ها هم معادل پلان در سینما هستند. همچنین با چسبیدن واژه‌ها به یکدیگر جمله و در سینما سکانس را داریم. این مقایسه بیانگر آن است که آنچه در سینما و زبان وجود دارند، عیناً مثل هم واکنش‌ می‌کنند.

در سومین نوبت از پخش برنامه‌ ققنوس، باز هم سینمای اجتماعی عنوان برنامه بود.

سالاری در ادامه گفت: هنگامی ما جملات را در کنار هم قرار می‌دهیم، از آن‌ها معنا طلب می‌کنیم و در سینما هم سکانس‌ها معنا به وجود آورند. زبان بودن سینما و زبان بشری جهانی‌هایی دارند که یکسان هستند. بنابراین اگر بحث ما موجب شود به سینماگری بربخورد و بگوید اینجا کشور عزیزمان ایران هست، باید بداند که این بحثی جهانی و یکسان هست. همان‌گونه که در بافت هر گفتگویی یک گفتمان وجود دارد و جاری می‌شود، این اتفاق در سینما هم رخ می‌دهد.

فیلم‌سازانی داریم که صرفاً می‌خواهند فیلم بسازند

سالاری افزود: آیا هرکسی که در زبان جمله‌بندی می‌کند دُر و گوهر می‌گوید؟ خیر. بسیاری از اوقات انسان‌ها تنها حرف می‌زنند که حرفی گفته باشند. این عنوان در سینما هم وجود دارد و ما فیلم‌سازانی داریم که صرفاً فقط می‌خواهند فیلم بسازند و در بعد فیلم‌هایشان هیچ اندیشه‌ای نیست. این افراد در توجیه کار خود می‌گویند که این سینمای اجتماعی و آینه‌ جامعه است! این افراد تحمل کمی دارند و در مواجهه با انتقاد به کارشان ناراحت می‌شوند. در صورتی‌ که تنها بعضی از گفت‌وگوها که دارای اندیشه هستند تبدیل به ادبیات شده است و خود را به هنر می‌رسانند. لذا تمام کسانی که حرف می‌زنند هنرمند نیستند.

سالاری از رخ دادن همین عنوان در سینما گفت و در ادامه اظهار داشت: سینما در مقام هنری خود کارکردهایی پیداکرده و گفتمان سازی می‌کند. یکی از این گفتمان‌ها و وسیع‌ترین نوع آن، سینمای اجتماعی هست. به نظر من سینمای اجتماعی سینمایی است که مسائل انسان در اجتماع را بیان می‌کند.

به گفته‌ محمود سالاری، چنانچه بعد از یک انقلاب نگرشی به وجود می‌آید و فردی که از زبان استفاده می‌کند ادبیات، گفتگو و گفتمانش عوض کردن می‌کند، سینما هم هنگامی از صافی یک انقلاب عبور کند، دیگر نیاز به بیان همه‌چیز نخواهد داشت و به ابزاری جهت حرف زدن تبدیل می‌شود. همان‌طور که حرف زدن ارزش و قیمت دارد و صحبت‌های ناب جهت گفته شدن گزینش می‌شوند، سینما هم به همین شکل باید باشد.

در بعد بعضی فیلم‌ها هیچ اندیشه‌ای نیست ، برخی عمداً تلاش دارند تا مخاطب را به بن‌بست ببرند

در ادامه بحث نبوی پرسش خود را این‌گونه مطرح کرد که: در حال حاضر یک نوع سوءتفاهم در میان بسیاری از سینماگران وجود دارد و معلوم نیست که ناشی از نوعی گرفتاری در رئالیسم سوسیالیستی است و یا فرهنگی است که روشن‌فکری خوانده می‌شود و سخن گفتن از بدی‌ها و پلشتی‌ها را کنشی روشن‌فکرانه می‌داند. درنتیجه بخش زیادی از فیلم‌های اجتماعی ما در سال‌های اخیر به سمت ناامید کردن دوچندان اجتماع پیشرفته‌اند. علت این اتفاق چیست؟

رسالت سینمای اجتماعی ایجاد امید و نزدیک کردن افق‌هاست

سالاری ضمن تأیید صحبت‌های نبوی ادامه داد: هنرمند در هرکجای این دنیا باید احساس رضایت و خوشبختی به مخاطب خود بدهد، ولو اینکه انسان هیچ‌وقت به سقف رضایت و خوشبختی نمی‌رسد. هنگامی شما احساس رضایت را از جامعه بگیرید، هرچه به او بدهید خوشحال نخواهد شد و این جنایتی بزرگ در حق بشر هست. در تمام دنیا شما موظف هستید به مردم احساس خوب بودن و امید بدهید و آن‌ها را به یک انتظار محرک برسانید. منظور از انتظار محرک انتظاری هست، که نشستن جهت رسیدن به یک اتفاق را برنمی‌تابد و حرکت می‌کند.

سالاری افزود: رسالت سینمای اجتماعی ایجاد حرکت، امید و نزدیک کردن افق‌هاست تا جامعه خود را به آن‌ها برساند. بعضی از دوستان دچار نوعی کج‌فهمی هستند و به همه‌چیز می‌تازند و در برابر هیچ حرف و نقدی را برنمی‌تابند. مگر می‌شود کسی جامعه‌شناسی نکرده باشد و کار اجتماعی انجام دهد! مثل‌اینکه شخصی در جامعه‌ای زندگی نکرده باشد و بخواهد جهت مردم نسخه بپیچد.

برخی افراد تفاوت فیلم‌نامه‌ فیلم کوتاه را با کار بلند سینمایی نمی‌دانند

سالاری در ادامه از واژگان محدود و الکن بودن زبان بعضی از فیلم‌های اجتماعی سال‌های اخیر گفت و ادامه داد: ما فیلم‌هایی را شاهد هستیم که سکانس‌های محدودی دارند و کش‌دار ساخته‌شده‌اند. بعضی از این افراد تفاوت فیلم‌نامه‌ فیلم کوتاه را با یک کار بلند سینمایی نمی‌دانند و فیلمی کوتاه را آن‌قدر کش می‌دهند تا تبدیل به فیلمی بلند کنند. این افراد در برابر انتقادات ناراحت می‌شوند و اظهار می‌کنند که آیینه‌ جامعه را نشان داده‌اند؛ درصورتی‌ که ریتم جامعه‌ حال حاضر تُند و فیلم‌های این افراد کُند هستند.

نبوی در این بخش از گفتگو از عنوان داشت: من به دوستان علاقه‌مند به فیلم‌سازی و خبرنگارانی که به من مراجعه می‌کنند همواره می‌گویم، کسی که می‌خواهد در رسانه فعالیت کند، حق ندارد قاب کلوز ببندد. لیکن اگر فردی با روحیات لطیف باشد، فقط قشنگی می‌بیند و در برابر ممکن است فرد تنها به دنبال زشتی باشد. بسیاری از فیلم‌های اجتماعی ما قاب محدودی دارند، درحالی‌که جامعه موجود زنده است و نمی‌شود آن را محدود کرد.

بخش عظیمی از فیلم‌سازان، مخاطب را در سالن سینما له کرده و سپس رها می‌کنند

سالاری در ادامه‌ این بحث گفت: جریانی به‌طور عمدی تلاش دارد تا مخاطب را به بن‌بست ببرد و جهت او ایجاد بحران و فشار روانی کند. این‌گونه نسخه‌پیچی جهت مخاطب در هیچ کجای دنیا جوانمردانه نیست و من نام این سینما را ناجوانمرد می‌گذارم. در حال حاضر بخش عظیمی از فیلم‌سازان مخاطب را در سالن سینما له کرده و سپس رها می‌کنند. این روند با سینمایی که باید امید ایجاد کند فاصله‌ی زیادی دارد.

سالاری افزود: من در سینمای آمریکا و هند که تولیدات زیادی دارند، کمتر دیده‌ام فیلمی با آخر تاریک به آخر برسد و این تاریکی تا تیتراژ فیلم ادامه داشته باشد. در فیلم‌های این کشورها اگر رستگاری نباشد، لااقل نوری را می‌توان یافت.

نبوی پرسش بعدی خود را این‌گونه مطرح کرد که با توجه به آنکه در حال حاضر تلخ اندیشی و ندیدن زیبایی‌ها به‌نوعی فضیلت تبدیل‌شده و در رسانه‌ها عموماً از سیاهی گفته می‌شود، آیا شما فکر نمی‌کنید وضعیتی که گرفتار آن هستیم ناشی از یک بیماری جمعی است؟

سالاری در پاسخ گفت: ابزار هر گفتمان، اصطلاحات آن هست. در گفتمان دینی هم یکی از ابزارها اصطلاحات دینی هست. کلمه‌ای مانند صلوات در گفتمان دینی معنی پیدا می‌کند. . شما جهت از بین بردن یک گفتمان باید اصطلاحات آن را از بین ببرید و امروزه در رسانه‌های کشور شاهد جایگزین شدن کلماتی موهوم با اصطلاحات دینی هستیم. به‌عنوان‌مثال به‌جای قرائت فاتحه، در رسانه‌ی ملی افراد را به یک دقیقه سکوت و یا کلیک نمودن در سایت خودشان دعوت می‌کنند.

در این مقطع اکبر نبوی از محمود سالاری پرسید: این مسائل آینده‌ی جامعه را تباه می‌کنند، آیا ما متوجه نیستیم که چه‌کاری را انجام می‌دهیم؟

سالاری در پاسخ به این سؤال گفت: درحالی‌که این گفتمان‌ها در حال جایگزین شدن با گفتمان‌های دینی هستند، برنامه‌ریز فرهنگی کشور به‌جای تولید گفتمان عقب‌گرد می‌کند. این اصطلاح زدایی ها گفتمان زدایی را به همراه خواهند داشت و مسئولان به آن توجهی نمی‌کنند. حتی گفتمان‌های ابتدای انقلاب نظیر شهادت و ایثار هم در حال زدوده شدن هستند. این اتفاق در سینمای کشور هم رخ‌داده است.

سؤال بعدی نبوی این بود که به نظر شما آیا کسی به فکر این مسئله در سینما و ساید حوزه‌ها هست؟

سالاری پاسخ داد: آنچه من در سینما و تئاتر و آنتن تلویزیون می‌بینم، موجب می‌شود چنین احساسی نداشته باشم و اعتقاد دارم در حال حاضر ما شاهد نوعی تغافل هستیم. متأسفانه بخش زیادی از سینماگران ما دنبال‌روی این جریان هستند.

سینماگران در تمام دنیا مخاطب تربیت می‌کنند

سالاری افزود: سینماگران در تمام دنیا مخاطب تربیت می‌کنند و ما از این ظرفیت در حد سینمای هند هم استفاده نکرده‌ایم. ما در سینما به‌جای نشان دادن یک انسان تراز و الگو، افرادی را نشان می‌دهیم که تنها با پرخاشگری کارشان را به‌پیش می‌برند.

سالاری در بخش نهایی صحبت‌های خود گفت: من امیدوارم مدیران فرهنگی بدانند کجا را باید دروازه‌بانی کنند. این اصطلاحات هستند که نگهدار گفتمان‌های ارزشی، انقلابی، انسانی و اسلامی ما هستند. هنگامی این اصطلاحات به‌وسیله های گوناگون به وسیله مجری، کارگردان، بازیگر و مسئول از بین می‌روند، اینجا ما باید دلواپس این اوضاع باشیم.

انتهای پیام/

واژه های کلیدی: سینماگران | سینمایی | سینمای | برنامه | مخاطب | سینما | زندگی | برنامه

برای حمایت از ما لطفا کلیک کنید

دانلود

مشاهده تگ ها:

صفحات سایت

       مطالب

close
تبلیغات در اینترنت